چکیده تمام صحبت هایی که که در زمینه کاستی ها و عقب مانده گی ها میشود، به نظر این حقیر ،اینست که تا ما در جامعه انسان های صالح و سالم نداشته باشیم و تا انسان نداشته باشیم به هیچ جا نخواهیم رسید.ما در مبانی تئوریک اسلامی هم به دنبال رسیدن به مرحله "انسان کامل" هستیم.و شهید مطهری این مساله را در کتاب انسان کامل خویش بیان کرده و هدف عالی و غایی اسلام را تشریح کرده است.پس بنده ایمان به این امر دارم که تمام مشکلات دنیوی ما زیر سایه همین نقصان در رسیدن به درجه انسان کامل می باشد.اگر ما به این هدف غایی ایمان داشته باشیم.و یقین قلبی و عینی به وجود خدا و معاد داشته باشیم.دیگر در این دنیا هدفمند زندگی می کنیم و تمام سعیمان اینست که به این درجه برسیم و از ناراستی ها و کژی ها به دور شده و رو به درستی و پاکی می آوریم.و آهسته و پیوسته در این راه قدم برمی داریم.حال جامعه اسلامی را فرض کنید که تمام انسان ها در آن جامعه قصد متکامل شدن و رسیدن به درجه انسان کامل دارند و می دانند بعد از این درجه رسیدن به کمال و و رسیدن به مبدا و سرچشمه و خداوند رحمان و رحیم و عالم می باشد.پس در این جامعه دیگر عقب ماندگی و کاستی نیست و و اگر هم باشد چون هدف از زندگی تبیین شده است سریعا برطرف میشود.من که مدیر یک سازمانی هستم،چون هدفم رسیدن به جامعه متکامل و متعالی و خدایی است، اگر ضعفی و کاستی در خودم می بینم به راحتی کنار می روم و راه را هموار می کنم تا اندیشمندان دیگری در این راه قدم نهند تا سازمان مربوطه بتواند با سرعت و دقت بیشتری به جلو حرکت نماید.در این جامعه دیگر ما استرس و اضطراب و دغدغه نان شب را نداریم.که هر طوری که شده چهار پنجولی به قدرت و صندلیمان بچسبیم و از هر روش غیر متعارف و ضد انسانی و غیر اخلاقی سعی کنیم به منافع بیشتر شخصی دست پیدا کنیم.